خاطرات آمپول زدن دردناک | وبلاگ

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » خاطرات آمپول زدن دردناک

خاطرات آمپول زدن دردناک

خاطرات آمپول زدن دردناک
 
خاطره داداش شاهين – خاطرات آمپولی پزشکی پرستاری
khateratemrooz.blogfa.com/1394/10
Translate this page
تا اونا داشتن می رفتن خانوم پرستاره با 4 تا آمپول اومد سراغم 3 تاشو ریخت تو سرم و … میکنیاااا کلا سه تازد همشم دردناک اولیش ویتامین سی بود وااااای نمیتونستم جیغ بزنم ….. اینم ادامه خاطره امپول زدن سپهر که خواسته بودید ببخشید دیر شد چون هم من و هم …
آمپول زدن توي راهرو – خاطرات آمپولی پزشکی پرستاری
khateratemrooz.blogfa.com/1392/08
Translate this page
اخه داداشم دوره ی تزریقات دیده و قبلا هم چندباری برام امپول زده. …… گریه مامان مامان می کرد من خیلی دلم براش می سوخت انصافاً آمپول دردناکی هم هست آمپول تمام شد و سرنگ رو …
خاطره مريم خانم – خاطرات آمپولی پزشکی پرستاری
khateratemrooz.blogfa.com/1392/10
Translate this page
آخه زن حسابی نه به اون آروم زدن اولت که من اینطور مورد لطف دوباره قرار بگیرم نه به این … میکرد و باید میومدن به اون یکی دستم سوزن وصل میکردن و این خیلی دردناک بود.
خاطره الهه جون – خاطرات آمپولی پزشکی پرستاری
khateratemrooz.blogfa.com/1394/09
Translate this page
این خاطره ای که می خوام تعریف کنم مال امساله و خاطره ی آمپول زدن خواهرم هستش اما …… از اولی دردناک تره پس خودتو کامل شل کن تا بتونم راحت تر تزریق کنم آمپول دوم از …
Search – خاطرات امپول های دردناک
https://www.mysearchresults.com/search.php?…خاطرات امپول%2…
Translate this page
تا 9 سالگی موقع آمپول زدن بابام من رو می خوابوند روی پاش و دامنم رو می کشيد پائين و … خاطرات سه شنبه 23 آبان 1391 · امپول زدن 2 (تینا) بازدید : 18504 · آمپول زدن …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS